عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

649

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

667 من جار عن القصد ضاق مذهبه : هر كه از راه راست و ميانه بر كنار شود راه و روشش بر وى تنگ گردد ( وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ) . 668 من اعتصم باللهّ عزّ مطلبه : هر كه به خدا ( ى عزيز ) پناه برد خواسته‌اش عزيز و محترم باشد ( و از بلاها نجات پيدا كند ) . 669 من زهد هانت عليه المحن : هر كه در دنيا زهد را پيشهء خويش سازد اندوهها و سختيها بر وى آسان گردند . 670 من اقتصد خفّت عليه المؤن : هر كه به راه ميانه رود سختيها بر وى آسان شوند . 671 من فسد دينه فسد معاده : هر كه دينش فاسد باشد آخرتش تباه است . 672 من أساء الى رعيتّه سرّ حساّده : پادشاهى كه با رعيّتش بد رفتارى كند حسودانش را خشنود مى گرداند . 673 من خذل جنده نصر اضداده : پادشاهى كه سپاهيان خويش را خوار دارد و دشمنان خود را يارى كرده است . 674 من خاف ربهّ كفّ عن ظلمه : هر كه از خداى خود بترسد دست از ستمكارى بكشد . 675 من زاد ورعه نقص اثمه : هر كه پارسائيش را بيفزايد از گناهش بكاهد . 676 من طلب الزّيادة وقع فى النّقصان : هر كه افزون طلبد در نقصان و كمى واقع گردد . 677 من كتم الإحسان عوقب بالحرمان : هر كه نيكى را پنهان كند ( و نيكى كننده را سپاس نگذارد ) بناكامى و نا اميدى گرفتار گردد . 678 من منع الإحسان سلب الإمكان : هر كه دست احسان خويش را ( از خويشان و دوستان ) باز گيرد توانائى نيكى كردن از وى گرفته شود . 679 من ادام الشّكر استدام البرّ : هر كه سپاس گذارى را ادامه دهد نيكى را بر خويش پايدار دارد . 680 من ترك الشّرّ فتحت عليه ابواب الخير هر كه بدى را واگذارد درهاى نيكى برويش گشاده گردد . 681 من زرع خيرا حصد اجرا : هر كه تخم نيكى كارد مزدش را مى درود . 682 من اصطنع حرّا استفاد شكرا : هر كه با آزاد مردى نيكى كند ستايش را سود برد .